| X Close | ||
| X Close | ||
افکار موقت | |
یک پروژه پایانیسلام .... بازم بعد از مدتها ..... بعضی وقتها توی زندگی آدم اتفاقات خیلی خوبی میفته .... از اون جمله بود نقل مکان از آبادان به تهران و شرکت در یک دوره آموزش تلفیقی کورل و فوتوشاپ در مجتمع فنی تهران ... استاد این دوره آقای دکتر امیرعباس عیوض زاده بودند و حقیقتا که تمام و کمال ما رو از دانش خودشون بهره مند کردند و....در همینجا از ایشون تشکر و قدردانی میکنم . کاری که میبینین رو به عنوان پروژه پایانی ارائه دادم ... البته عیب و نقص های هم داره و تقریبا کامل نیست ... در حال ویرایش مجددش هستم ... امیدوارم در آینده نمونه ویرایش شده رو اینجا ارائه بدم .... طزاحی ها به جز نقش روی دو ستون طرفین ما بقی کار خودم هست و عکس آماده نبوده .. .. فایل اصلی این کار ( 100 x 140 cm و با رزولوشن 300 dpi ) بوده و من کوچیکش کردم تا قابل ارائه در اینجا بشه .. فعلا تا بعد . .:..Roozbeh.:. ![]() اتاق فلسفهسلام بازم سلام .... بعد از حدود ۶ ماه .. باز هم فرصتی شد تا کاری رو آماده ارائه کنم ... امیدوارم خوشتون بیاد و یه ۲ تا کامنت ما رو مهمون کنین ... thanx. *: این روزا تازه دارم به شرایط جدید خو میگیرم، امیدوارم پست های بعدی بهتر و بهتر بشن. .: روزبه:.
شب یلداسلام، امشب تمام سعی خودمو کردم تا این تصویر به موقع آماده بشه . البته می خواستم کار مفصل تری ارئه بدم . اما دیگه حقیقتا فرصت نشد .ایشالا هممممتون شب یلدای خوب و خوشی داشته باشین . در اینجا از همممتون می خوام تا در این شب پاک ،بهترین آرزوها رو برای این کره خاکی داشته باشین .یلدا ، مبارک !
طرح نوازنده از کتاب : ۱۰۱ طرح معرق غلامرضا اسماعیل زاده ناشر : انتشارات یساولی www.yassavoliran.com
پيشیخوب بازم سلام ..... ما اومدیم ...... این تصویر رو همین ۵ شنبه هفته گذشته که نه ...هفته قبلش عکسش رو گرفتم .... مکانش نزدیک درب ورودی پارک لاله که نزدیک موزه هنرهای معاصر تهران هستش .. هست ! با یکی از دوستان نشسته بودیم به گپ و گفتگو .. مهو جمالات و کمالات ایشون بودیم ... که یکهو دیدیم ..... ایشون به مانند مادری برای فرزندش ... دارن قربون صدقه چیزی .. کسی .. موجودی ... وجودی .. خلاصه میرن .... یک آن با خودم گفتم کیه این موجود مزاحم که شاید رقیب بنده هم شده باشه ..؟؟؟ منه به این گندگی نشستم اینجا .... اونوقت دوست شفیقمون قربون صدقه کی میرن ؟؟؟ سر و هیکل عظیم الشانمون رو تکانی دادیمو .... دیدیم به به !! عجب خوا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا بی رفتن حضرت عجل !!!! واقعا هم که خوابی رفته بود .... انگار تو کل دنیا فقط همین یه کار رو به عهدش گذاشته بودن .... من تا حالا ندیده بودم یه گربه اینجوری گرد و دایره ای چنبره بزنه ؟؟؟؟!!!! خیلی جالب بود ... و جالب تر اینکه انگار صدای اطراف اصلا مزاحمش نبود ...!! حتی در یک حالت دیگه دست و دنبشو هم گذاشته بود رو چشمش ! خلاصه یه جورایی انگار آدمیزاد بود در قالب گربه ! خلاصه تا پایان ۲ ساعت و اندی ورررراجی بنده در محضر دوست !!! ایشون یه خواب دلچسب نمودن ... ... آخرش هم پا شدنو من که نگاهشون کردم ... انگار داشت میگفت : ؛ نذاشتی بخوابیما ...... چقده ور میزنی !!؟؟؟ ؛ ....... خلاصه کاش ما هم یه روزی روزگاری اینجوری مثل بچگیا خوابمون ببره با ذهنی آزادو فارق ! خوب ایشالا که خوشتون بیاد و حالشو ببرین .... اینقده هم کامنت نذارین شما رو به خدا .... وبلاگم سنگبن شده بالا نمیاد !!!! فعلا تا بعد... .:روزبه:.
![]()
بازم سلام
با سلام خدمت تمامی دوستان و بازدیدکنندگان عزیز ، امیدوارم از تصویر این بار هم خوشتون بیاد . لطفا حالا که تا اینجا اومدین یه ۲ تا کامنت هم به عنوان رد پا از خودتون مرحمت کنین و اسم و آدرستون رو هم لطفا در متن پیغام بنویسین چون سیستم اینجا ناقصه و من تنها میتونم متنتونو بخونم . با تشکر فراوان و این وعده به پایان میبرم که به زودی حداقل یک تصویر هم برای انوشه انصاری کار خواهم کرد . به امید دیدار دوباره و آرزوی موفقیت برای انوشه. شاد و پیروز باشید. .:.روزبه.:.
![]()
4 2 exFriendsخوب خوب خوب !
آقا سلامون علیکم و رحمت الله !!!!
خدمت انوراملوک سرکارتون بعرضم که .. دادا ... کوکا .. کاکو .... برار ... و البته آبجی ، خاله ، مادر، و خواهر ... و غیره و ذلک اینکه ... ما بعد از مصیبت هااااااااااااااااای بسیاااااااااااااااااااااااااااااااررررررر !!!! اومدیم اینجا .. البته پیش از این هم اومده بودیما .. نه اینکه نه ! اما این نکته اهمیت فراوون داره که ... ما چی ؟ بازم !!! اومدیم اینجا .
الانه عرض مینمایم :
خدمتتون بگم .. ما ،،،!!! سابق بر این ،،،!!!در پرشین بلاگ ،،،!!! می بلاگیدیم .. البته هنوز هم اونجا میبلاگیم ... و خوب از روز ابتدا که شروع به خلق تصاویر مختلفه نمودیم .. از آنجا که ملتفط شدیم که منباب فوتوییدن در وبلاگ که آن را فوتوبلاگیدن نامندی .... مکانی تحت عنوان " هاست " !!! نیاز فوتو بلاگیدن میباشد ... به بعضی سایت های حاتمی ( با خاتمی اشتباه نشه لطفا که کار به جاهای باریک میکشه !!! ) آن هم از زیر نوع طاعیانه !! رفته و از لطف و کرم . غیره و ذلک آنها ....بسی بسیــــــــــــــــاررر فیض همی بردی !!!!
این تا بدانجا بود که به مدت یک سال انگیزه دانمان تهی گشتیو .. نه بلاگیدیمو .... نه هاستیدیم ..... حتی علی رغم خلق تصاویر مختلفه ... !!!! و خوب هرچی اون سایت بنده خدا اومد از ما مثل بچه آدم تقاضا کرد که بابا بیا این اکانتتو ..اکتیو کن ... ما گفتیم اهککیی ...به ما میگن ایرانی .... و ما یه سری حق و حقوق واسه خودمون قائلیم ..از جمله .... ( ) !!!! ( همون عبارت غیر اخلاقی مستهجن مبتذل !!! که اصلن هم هیچکی به خاطر همین دلایل به کارش نمیبره!!! )
طرف بنده خدا هم که ملطفت نشد ما چی به عرضش رسوندیم ... گیججججج و ویج رفتو خلاصه گزارش عدم صلاحیت ما رو رد کرد و شد آنچه که نباید بشه !!! ( یعنی بهتر بود که نشه ) .
و بعد از به سر اومدن همون یک سال ..... ما یه روز احساس خاصی پیدا کردیم ... که این احساس ناشی شده بود از پر شدن دوباره انگیزه دان ! و اینبار تنها به بلاگیدن و نه دیگر فوتوبلاگیدن ... اکتفا نمودندی همی !!
تــــــــــــــــــــــــــااااااااااا!!!!! کی؟؟؟ آها تا آن موقع که شیخنا مولانا ... دکتر فرخ فرگاه ... دامت برکاته ...طی دیداری به ما گفتن که بابا .... حاتم طاعی جدیدی ( که قبلا هم پایش در عرصه ظهور حضور داشت ) به نام blogspot یا همون بلاگر خودمون !!! پا را از حضور خشک و خالی در عرصه ظهور.... فراتر گذاشته و سر کیسه جدیدی را شل نموده ! گفتم بابا ... ما اینجا ایرانیشو داریم با تمامی امکانات ملزوم برای جماعت هموطن و همزبان ... ( همانا قصد و غرضم پرشین بلاگ بود ) .... که ایشان فرمودند .. لا !!! ( یعنی نه ! ) ... این حاتم جدید با آن کیسه جدیدتر ....خود هاستینگ مینماید و تو را از مابقی حاتمان ... طاعیو غیر طاعی ..... بی نیاز میگرداند !!! مارو بگی .. گفتم ای ول ل ل ل ل ل ل !!! به ولت !!! و خلاصه پابرهنه .... بشتافتیمو نه تنها از برای خود که از برای برادر خود نیز !!!! بلاگهایی تاسیس بنمودیم در آن دیار و نیزززز در آنها فوتوییدیم !!! بسی بسیار !!! هنوز عرق جبینمان ..... خشک نشده بود و از گرد راه خود را نزداییده بودیم و هنوز داشتیم ...مثل همون حیوان زحمت کش و دانشمند .... کیف میکردیم .... که باز کیفمون .. ناکیف شد و نمیدونم چی شد که ..... این خاصیت خود هاستینگ برای ما از کار افتاد !!!! البته نه اینکه خدای نکرده بنده مشکلی داشته باشم ... بلکه به هرحال اتفاقه دیگه ..... . بگذریم ، ما از اونطرف ... سر یه جریان دیگه ای .... یه هاست با ظرفیت قابل توجه .... تو پاچه مبارکمون ... جا خشک کرده بود !!! و خوب قبل از اینکه اتفاق فوق الذکر بیفته ... فوتو هامون رو برای بلاگیدن در بلاگر ... اونجا گذاشته بودیم و دلمون خوش بود که خوب منت هیچ بلاگ کده ای رو نمیکشیم ... و از جیب خودمون دادیمو میهاستیم . از شانس پر خیر و برکت ما ..... اونجا هم به درک اسفل پیوست شد و تو همین حیری ویری که باید کار بده .... اون هم دست رد یه سینه ما زد و از کار افتاد .... .
باز هم ما بیکار ننشستیم و یادمون افتاد که بابا .... ما یه بار رو یه تبلیغی کلیک کردیمو .. به یه جایی که تقریبا میشه گفت ... یه بلاگ اسپات فارسی هست .. رهنمون شدیمو .... انگاری خدمات هاست برای عکس هم داشت .... این شد که اومدیم خدمت همین آفتابلاگ خودمون که البته .. اون موقع ... پرشیابلاگ بود ! بگذریم ..دیدیم به به ... قربونش برم .. زده mb 200 فضا میدم واسه عسسسکاتونو ... تازه مثل بلاگر ... عکس ها رو ری سایز هم نمیکنه !!! گفتم ای ول به ولت !! بده بینیم که راه دراز و پر سنگ و کلوخیو اومدیم !!!
آقا و باز هم !!!! باز ما اومدیم اینجا ... 3 عدد تصاویر مخلوقه هم آپلودیدیمو ..... از برای دوستان هم کامنت گذاشتیم که ... بگیر و ببند .... آقایون خانوما .. لطفا .. زیارت بفرمایید و 1 در دنیا .. 100 در آخرت .. حالشو ببرید .... هنوز 2 روز نگذشته بود ..... اومدیم ببینیم .. تو کامنت دونیمون چه خبره ؟؟؟ که چشمت روز بد نبینه ... دیدم ... پستی که قبلا پاک کرده بودمو به جاش اولین پست عکس ها رو گذاشته بودم .... داره بهم مثل بز !!!!!!!!! نگاه میکنه ..... و هــــــیـــــــــــــــــــــــچ چ چ چ چ چ چ !!!! خط و خبری از اون تلاش 4 ساعته 2 روز پیش ...برای حل مشکل و بعدش آپلود کردن عکس ها و غیره و ذلک .... به چشم نمیخوره !
با 3 نوع مرورگر مختلف ..... اینجا رو لود کردم .... هرچی هم ( Ctrl +F5 ) زدم .. دیدم نخیر .. همونه .... به دوستان آنلاین هم که گفتم چی میبینین ..... ؟؟؟؟؟ گفتن ما همه چی میبینیم .. جز چیزیکه تو میگی !!!
باورتون نمیشه که عینهو کابوس میموند برام .... اصلا کللم داغ کرده بود که یعنی چی ؟ نکنه اصلا حک شدم ؟؟؟؟ یا شاید تو خواب پست جدید گذاشتم ؟؟؟؟
آخرش فهمیدیم که هارد عظیم الشان مربوطه در سرویس دهنده هاستینگ مربوطه ... دیگه جونش به لبش رسیده بوده و شده آنچه که اصلا نباید میشده .... و تنها امکان برگرداندن آخرین ایمیج و بک آپ پ پ پ پ پ!!!! بوده که متاسفانه ..... پست جدید او روز ما .. حتی لای در اتوبوس آخرین بک آپ گیر نکرده بوده و از اون جا مونده در نتیجه .. اون پست پاک شده قبلی .... دوباره سروکللش پیدا شده !
باری ... اون روز چقدر بدوبیراه و با کمال لطف و دست و دلبازی !!! نثار زمین و زمان عزیز و گرامی کردم .... بماند .... باز از اونجایی که دیگه خودمون سنگ پا شدیم .... چه برسه به رومون !!! باز هم اومدم اینجا .... گفتم میشینم .. مو به مو داستان رو مینویسم ...... تا شاید آیندگان ... یه روز گذرشون به این پست بخوره ... و بفهمن که از چه نعمتی در اون زمان ( که ما دیگه توش نیستیم ) .. برخوردارن و پیشینیانشون ... چه رنجها و مشقاتی رو به جون خریدن تا اونها بشینین ... مثل همون حیوان 4 پای دراز گوش خیلی خیلی زحمتکش ..... حالشو ببرن .... !!!
آره دادا ..... آره بابا ... آره کوکا !!! این بود رستم نامه ما در امر بلاگیدن .... اون هم از نوع فوتوییش !!!
از زندگیتون هم میل خودتونه که آیا میخواین خیر ببینین ... یا نمیخواین ! اونش به من مربوط نیست !!! فقط چیزی که به من مربوطه اینه که .... بهتون بگم ... کانت یادتون نره ..... . thaaaaaaaaankkssssssssss a lot ! ![]() ![]() اولین یادداشت متفکر افکار موقتسلام . این نخستین یادداشت من در اینجا هست . در ابتدای سال ۱۳۸۵ خورشیدی پارسی . امیدوارم اینجا همون مامنی باشه که به دنبالش بودم. فعلا تا بعد . |
درباره مناطلاعات سازنده آرشيو دوستان گالري تصاوير من لينك هادرود بر یگانه دختر ایران زمیندخترهاي كوچه پشتي وین بتا فوتوبلاگ دکتر فرخ فرگاه محشر آگهی و تبلیغات رایگان شاخه هاآخرين ارسال هایک پروژه پایانیاتاق فلسفه شب یلدا پيشی بازم سلام 4 2 exFriends اولین یادداشت متفکر افکار موقت دوستان |